ميرزا احمد ميرزا خداوردى
137
اخبارنامه ( تاريخ تالشان از سلطنت نادرشاه تا سلطنت محمدشاه قاجار ) ( فارسى )
چه از اولاد مير حسن خان و چه از غيرتمندان طالش ، روزى فرصت به دست او بيفتد ، با مادرهاى اهالى كرگانرودى و اسالمى را سياست كلى به عمل بياورد و نرينههاى ايشان را به شمشير كشيده باشد ، بلكه تلافى يكى بر صد به عمل آيد . البته اظهر است [ كه ] قصاص به آن دنيا نمىماند ، هر چند غفرانپناه ، رضوان جايگاه ، مير سلطان احمد خان « 1 » ، قصاص قليلى از طايفهء بالا خان برداشت ، اما نه ، بسيار مانده است . به هر صورت : شرح اين هجران ، اين خون جگر * اين زمان بگذار تا وقت ديگر حال خان برگو تمام * ز اينكه پايانى ندارد اين كلام بارى همان محمود پدرسوخته ، همان خورجين را برداشت بود . خلاصه ، در دوش يك نفر چكمه بود ، او را با گلوله زدند و همان چكمه را گرفتند ، اگرچه در ميان همان چكمهها « 2 » ، يك من برنج و با نيم من آرد هم مىبود ، همان فقير را از حيات هستى عارى ساختند و مير حسن خان در آن ورطه پياده بود و تفنگ دوازده وجبى خود را در دوش داشت . ملاحظه كرد ديد كار بسيار بد شد ، كمال غيرت [ و ] مردانگى به جوش [ و ] خروش آمده ، با همراهى همان ظهراب بيگ احد بيگ اغلى پاى ثبات بر زمين زده ، يك شليكى به طرف كرگانروديها كردند ، يعنى به قرار هفت هشت گلوله انداختند و اهالى كرگانروديها قدرى پاى سرعت خودشان را كشيده ، ايستادگى كردند و مير حسن خان با بقية السيف خود را به اندرون جنگل كشيده ، نعرهء شيرانه زد . اما خير النساء خانم ، دختر « 3 » محمد صلاح خان ، زوجهء دومى مير حسن خان ، فرصت فرار نيافته ، با يك نفر دختر « 4 » خود كه زهرا خانم در سن هفت سالگى [ بود ] ، در خانهء خود مانده بود و همين كه مير حسن خان داخل جنگل شد و اهالى كرگانرودى رو به طرف خانههاى « 5 »
--> ( 1 ) . مير سلطان احمد خان سيف الملك ، فرزند مير كاظم خان و نوهء مير حسن خان بود كه بعد از فوت پدر ، با اختيارات بسيار حاكم سرحدات تالش شد . ( 2 ) . در نسخه « چكمها » . ( 3 ) . در نسخه « دوختر » . ( 4 ) . در نسخه « دوختره » . ( 5 ) . در نسخه « خانهاى » .